der Schöngeist

Aussprache: /ˈʃøːnɡaɪ̯st/
Worttrennung: Schön·geist
اسم

ادیب، اهل ذوق، هنردوست

Bedeutungen

1

فردی که دارای ذوق ادبی و هنری بالا، علاقه‌مند به هنر و ادبیات، و دارای درک عمیق از زیبایی‌شناسی است.

  • Er war ein echter Schöngeist, der Gedichte und Romane liebte.او ادیب واقعی بود که شعر و رمان را دوست داشت.
  • Als Schöngeist besuchte er regelmäßig Konzerte und Ausstellungen.او به عنوان یک هنردوست، به طور منظم در کنسرت‌ها و نمایشگاه‌ها شرکت می‌کرد.
  • Die Gesellschaft der Schöngeister traf sich, um über Literatur zu diskutieren.محفل اهل ذوق برای بحث درباره ادبیات گرد هم می‌آمد.