die Schönheitskönigin

Aussprache: /ˈʃøːnhaɪtsˌkøːnɪɡɪn/
Worttrennung: Schön·heits·kö·ni·gin
اسم

ملکه زیبایی، برنده مسابقه زیبایی

Bedeutungen

1

زنی که در یک مسابقه زیبایی برنده شده و عنوان «ملکه زیبایی» را دریافت می‌کند.

  • Die Schönheitskönigin wurde mit Blumen überschüttet, als sie die Bühne betrat.ملکه زیبایی هنگام ورود به صحنه با گل‌ها مورد استقبال قرار گرفت.
  • Sie träumt davon, eines Tages Schönheitskönigin ihres Landes zu werden.او آرزو دارد روزی ملکه زیبایی کشورش شود.
  • Die amtierende Schönheitskönigin übergab ihre Krone an die neue Gewinnerin.ملکه زیبایی فعلی تاج خود را به برنده جدید تحویل داد.