die Schürfung

Aussprache: /ˈʃʏʁfʊŋ/
Worttrennung: Schür·fung
اسم

ساییدگی، خراشیدگی (پوست)

Bedeutungen

1

آسیب سطحی پوست که در اثر ساییده شدن یا خراشیده شدن ایجاد می‌شود.

  • Nach dem Sturz hatte er nur eine leichte Schürfung am Knie.پس از سقوط، او فقط خراشیدگی خفیفی روی زانویش داشت.
  • Die Schürfung musste desinfiziert werden, um eine Infektion zu vermeiden.خراشیدگی باید ضدعفونی می‌شد تا از عفونت جلوگیری شود.
  • Die Schürfung heilte nach einigen Tagen ohne Narbenbildung.خراشیدگی پس از چند روز بدون باقی گذاشتن جای زخم بهبود یافت.