die Schürfwunde

Aussprache: /ˈʃʏrfˌvʊndə/
Worttrennung: Schürf·wun·de
اسم

خراشیدگی، ساییدگی پوست

Bedeutungen

1

زخمی که در اثر ساییده شدن پوست به سطحی خشن ایجاد می‌شود و معمولاً لایه‌های سطحی پوست را در بر می‌گیرد.

  • Beim Sturz vom Fahrrad bekam er eine tiefe Schürfwunde am Knie.هنگام افتادن از دوچرخه، او خراشیدگی عمیقی روی زانویش پیدا کرد.
  • Die Schürfwunde muss gründlich gereinigt werden, um eine Infektion zu vermeiden.خراشیدگی باید به طور کامل تمیز شود تا از عفونت جلوگیری شود.
  • Kinder haben oft Schürfwunden, weil sie viel spielen und hinfallen.کودکان اغلب خراشیدگی دارند، زیرا زیاد بازی می‌کنند و زمین می‌خورند.