der Schuss

Aussprache: /ˈʃʊs/
Worttrennung: Schuss
اسم

شلیک، تیر

Bedeutungen

1

عمل شلیک کردن با سلاح گرم؛ صدای ناشی از آن یا گلوله‌ای که شلیک می‌شود.

  • Wir hörten einen lauten Schuss aus der Ferne.صدای شلیک بلندی از دور شنیدیم.
  • Der Jäger gab einen gezielten Schuss auf das Wild ab.شکارچی شلیک دقیقی به سمت حیوان وحشی انجام داد.
  • Nach dem Schuss war es plötzlich still.بعد از شلیک، ناگهان سکوت برقرار شد.
2

تزریق (معمولاً مواد مخدر یا دارو).

  • Der Arzt verabreichte den Impfstoff per Schuss.پزشک واکسن را از طریق تزریق تجویز کرد.
  • Er ist von Drogen abhängig und braucht seinen täglichen Schuss.او به مواد مخدر معتاد است و به تزریق روزانه‌اش نیاز دارد.
  • Der Schuss mit dem Betäubungsgewehr traf das Tier erfolgreich.تزریق با تفنگ بیهوشی با موفقیت به حیوان اصابت کرد.
3

گلوله‌ای که در ورزش‌هایی مانند فوتبال یا بسکتبال به سمت دروازه یا سبد شلیک می‌شود.

  • Der Spieler machte einen starken Schuss aufs Tor.بازیکن شوت محکمی به سمت دروازه زد.
  • Mit einem überraschenden Schuss erzielte er den Ausgleich.او با یک شوت غافلگیرکننده گل تساوی را به ثمر رساند.
  • Der Basketballspieler übte den Wurf, bis jeder Schuss saß.بازیکن بسکتبال آنقدر تمرین پرتاب کرد تا هر شوتش گل شد.