der Schuss
شلیک، تیر
Bedeutungen
1
عمل شلیک کردن با سلاح گرم؛ صدای ناشی از آن یا گلولهای که شلیک میشود.
- Wir hörten einen lauten Schuss aus der Ferne.صدای شلیک بلندی از دور شنیدیم.
- Der Jäger gab einen gezielten Schuss auf das Wild ab.شکارچی شلیک دقیقی به سمت حیوان وحشی انجام داد.
- Nach dem Schuss war es plötzlich still.بعد از شلیک، ناگهان سکوت برقرار شد.
2
تزریق (معمولاً مواد مخدر یا دارو).
- Der Arzt verabreichte den Impfstoff per Schuss.پزشک واکسن را از طریق تزریق تجویز کرد.
- Er ist von Drogen abhängig und braucht seinen täglichen Schuss.او به مواد مخدر معتاد است و به تزریق روزانهاش نیاز دارد.
- Der Schuss mit dem Betäubungsgewehr traf das Tier erfolgreich.تزریق با تفنگ بیهوشی با موفقیت به حیوان اصابت کرد.
3
گلولهای که در ورزشهایی مانند فوتبال یا بسکتبال به سمت دروازه یا سبد شلیک میشود.
- Der Spieler machte einen starken Schuss aufs Tor.بازیکن شوت محکمی به سمت دروازه زد.
- Mit einem überraschenden Schuss erzielte er den Ausgleich.او با یک شوت غافلگیرکننده گل تساوی را به ثمر رساند.
- Der Basketballspieler übte den Wurf, bis jeder Schuss saß.بازیکن بسکتبال آنقدر تمرین پرتاب کرد تا هر شوتش گل شد.