die Schüssel
کاسه، ظرف
Bedeutungen
1
ظرفی معمولاً گرد و گود که برای نگهداری یا مخلوط کردن مواد غذایی استفاده میشود.
- Bitte gib mir die große Schüssel für den Salat.لطفاً کاسه بزرگ را برای سالاد به من بده.
- In der Schüssel sind noch Reste vom Abendessen.در ظرف هنوز باقیمانده شام وجود دارد.
- Sie füllte die Schüssel mit Wasser, um das Obst zu waschen.او ظرف را با آب پر کرد تا میوهها را بشوید.