der Schachzug

Aussprache: /ˈʃaxˌt͡suːk/
Worttrennung: Schach·zug
اسم

حرکت شطرنج، ترفند

Bedeutungen

1

یک حرکت قانونی در بازی شطرنج که مهره‌ای را جابجا می‌کند.

  • Der Bauer machte einen wichtigen Schachzug, um die Dame des Gegners anzugreifen.این پیاده یک حرکت مهم انجام داد تا به وزیر حریف حمله کند.
  • Ein guter Schachzug kann das gesamte Spiel entscheiden.یک حرکت خوب شطرنج می‌تواند کل بازی را تعیین کند.
  • Mit diesem Schachzug konnte er seinen König in Sicherheit bringen.او توانست با این حرکت شطرنج، شاه خود را به مکانی امن منتقل کند.
2

به صورت مجازی، یک اقدام هوشمندانه، زیرکانه یا استراتژیک برای دستیابی به هدفی، اغلب در رقابت یا مذاکره.

  • Die Beförderung des neuen Mitarbeiters war ein geschickter Schachzug des Managements.ارتقای کارمند جدید یک حرکت زیرکانه از سوی مدیریت بود.
  • Er plante seinen nächsten Schachzug sorgfältig, um die Konkurrenz zu überlisten.او حرکت بعدی خود را با دقت برنامه‌ریزی کرد تا رقیب را فریب دهد.
  • Das war ein unerwarteter Schachzug, mit dem niemand gerechnet hatte.این یک حرکت غیرمنتظره بود که هیچ‌کس انتظارش را نداشت.