der Schafbock

Aussprache: /ˈʃaːfbɔk/
Worttrennung: Schaf·bock
اسم

قوچ، گوسفند نر بالغ

Bedeutungen

1

گوسفند نر بالغ که برای تولید مثل استفاده می‌شود.

  • Der Schafbock trieb die Herde vor sich her.قوچ گله را به جلو می‌راند.
  • Ein gesunder Schafbock ist wichtig für die Zucht.یک قوچ سالم برای پرورش مهم است.
  • Der Bauer wählte den stärksten Schafbock für seine Schafe aus.کشاورز قوی‌ترین قوچ را برای گوسفندانش انتخاب کرد.