die Schafhaut

Aussprache: /ˈʃaːfhaʊ̯t/
Worttrennung: Schaf·haut
اسم

پوست گوسفند، آمنیون (غشای جنینی درونی در مهره‌داران عالی)

Bedeutungen

1

پوست یا دباغی شده گوسفند که برای ساخت لباس، دستکش، یا جلد کتاب استفاده می‌شود.

  • Der Mantel war aus weicher Schafhaut gefertigt und sehr warm.این پالتو از پوست گوسفند نرم ساخته شده بود و بسیار گرم بود.
  • Für das historische Kostüm wurde eine authentische Schafhaut benötigt.برای لباس تاریخی، پوست گوسفند اصیل مورد نیاز بود.
  • Die alten Handschuhe waren aus strapazierfähiger Schafhaut gemacht.دستکش‌های قدیمی از پوست گوسفند مقاوم ساخته شده بودند.
2

در پزشکی و زیست‌شناسی، به غشای آمنیوتیک (کیسه آب) که جنین را در رحم احاطه کرده است، اشاره دارد.

  • Die Schafhaut schützt das ungeborene Lamm während der Schwangerschaft.غشای آمنیون (پوست گوسفند) از بره نابالغ در طول بارداری محافظت می‌کند.
  • Bei der Geburt wird die intakte Schafhaut manchmal als gutes Zeichen gewertet.در هنگام تولد، گاهی اوقات غشای آمنیون سالم به عنوان نشانه خوبی تلقی می‌شود.
  • Forscher untersuchen die Struktur der Schafhaut, um mehr über die fetale Entwicklung zu lernen.محققان ساختار غشای آمنیون را برای یادگیری بیشتر در مورد رشد جنینی بررسی می‌کنند.