die Schafhaltung

Aussprache: /ˈʃaːfˌhaltʊŋ/
Worttrennung: Schaf·hal·tung
اسم

پرورش گوسفند، گوسفندداری

Bedeutungen

1

فعالیت پرورش و نگهداری گوسفندان برای تولید پشم، گوشت یا شیر.

  • Die Schafhaltung ist ein wichtiger Wirtschaftszweig in dieser Region.گوسفندداری یک بخش اقتصادی مهم در این منطقه است.
  • Auf dem Bauernhof gibt es eine kleine Schafhaltung.در مزرعه، یک واحد کوچک گوسفندداری وجود دارد.
  • Die Schafhaltung erfordert viel Wissen über Tierpflege.پرورش گوسفند نیازمند دانش زیادی در مورد مراقبت از حیوانات است.