die Schafsglocke

Aussprache: /ˈʃaːfsˌɡlɔkə/
Worttrennung: Schafs·glo·cke
اسم

زنگ گوسفند

Bedeutungen

1

زنگ کوچکی که به گردن گوسفندان بسته می‌شود تا بتوان آن‌ها را پیدا کرد یا صدایشان را شنید.

  • Das leise Klingeln der Schafsglocken begleitete die Wanderung.صدای آرام زنگ گوسفندان همراه با پیاده‌روی بود.
  • Der Hirte konnte seine Herde dank der Schafsglocken leicht finden.چوپان به لطف زنگ گوسفندان توانست گله خود را به راحتی پیدا کند.
  • Manche Schafsglocken sind kunstvoll verziert.برخی از زنگ‌های گوسفند به طرز هنرمندانه‌ای تزئین شده‌اند.