die Schafzüchterin

Aussprache: /ˈʃaːftsʏçtərɪn/
Worttrennung: Schaf·züch·te·rin
اسم

زن پرورش‌دهنده گوسفند

Bedeutungen

1

زنی که شغل او پرورش گوسفند برای تولید پشم، گوشت یا شیر است.

  • Die Schafzüchterin sorgte dafür, dass ihre Tiere genug Futter hatten.این زن پرورش‌دهنده گوسفند اطمینان حاصل کرد که حیواناتش غذای کافی دارند.
  • Als erfahrene Schafzüchterin kennt sie die besten Methoden zur Lammaufzucht.او به عنوان یک زن پرورش‌دهنده گوسفند باتجربه، بهترین روش‌ها را برای پرورش بره‌ها می‌شناسد.
  • Die Schafzüchterin verkaufte ihre Wolle auf dem lokalen Markt.این زن پرورش‌دهنده گوسفند، پشم خود را در بازار محلی فروخت.