der Schal
شال گردن؛ پرده توری دراز و باریک
Beispiele
- Zieh dir deinen ''Schal'' an, es wird kalt!شال گردنت را بپوش، هوا سرد میشود!
- Hinter einem Kaffeehausfenster, an einem Tisch, über dem eine Gasflamme flackerte, saß ein dicker Mensch mit einem ''Schal'' um den Hals, den Kopf in die Hände gestützt und schlief.پشت پنجره یک کافه، پشت میزی که بالای آن شعله گاز سوسو میزد، آدم چاقی با یک شال گردن دور گردنش نشسته بود، سرش را روی دستهایش گذاشته بود و میخوابید.