اسم
پوست (میوه، تخممرغ)، پوسته، ظرف
جملات نمونه برای Schale:
Für Pellkartoffeln kocht man die Kartoffeln mit ihren ''Schalen.''
برای سیبزمینی آبپز با پوست، سیبزمینیها را با پوستشان میپزند.
„Die grünen ''Schalen'' der Kastanien rascheln unter meinen Füßen.“
«پوستهای سبز شاهبلوط زیر پای خشخش میکنند.»