der Schallplattenladen

Aussprache: /ˈʃalplatn̩ˌlaːdn̩/
Worttrennung: Schall·plat·ten·la·den
اسم

صفحه فروشی، مغازه صفحه گرامافون

Bedeutungen

1

مکانی که در آن صفحات موسیقی (صفحه گرامافون) برای فروش عرضه می‌شود.

  • Früher ging ich oft in den Schallplattenladen, um neue Musik zu entdecken.قبلاً اغلب برای کشف موسیقی جدید به مغازه صفحه فروشی می‌رفتم.
  • Der alte Schallplattenladen hat leider schließen müssen.متأسفانه مغازه قدیمی صفحه فروشی مجبور به تعطیلی شد.
  • In diesem Schallplattenladen findet man seltene Vinyl-Schätze.در این مغازه صفحه فروشی می‌توان گنجینه‌های کمیاب وینیل را پیدا کرد.