das Schallwort

Aussprache: /ˈʃalˌvɔʁt/
Worttrennung: Schall·wort
اسم

واژه نمایانگر صدا، کلمه آوایی

Bedeutungen

1

کلمه‌ای که صدای واقعی را تقلید یا توصیف می‌کند؛ واژه نمایانگر صدا (مانند "miau" یا "wuff").

  • Das Wort 'Kikeriki' ist ein typisches Schallwort für den Hahnenschrei.کلمه 'کی‌کریکی' یک واژه نمایانگر صدای معمولی برای آواز خروس است.
  • Kinder lieben es, mit Schallwörtern wie 'Brumm Brumm' zu spielen.کودکان دوست دارند با واژه‌های نمایانگر صدا مانند 'بروم بروم' بازی کنند.
  • In diesem Buch werden viele verschiedene Schallwörter erklärt.در این کتاب واژه‌های نمایانگر صداهای مختلفی توضیح داده شده‌اند.