die Schamröte

Aussprache: /ˈʃaːmˌʁøːtə/
Worttrennung: Scham·rö·te
اسم

سرخی ناشی از شرم

Bedeutungen

1

سرخی ناگهانی پوست صورت یا گردن که در اثر احساس شرم، خجالت، یا دستپاچگی رخ می‌دهد.

  • Als er gelobt wurde, stieg eine leichte Schamröte in sein Gesicht.وقتی از او تعریف شد، سرخی خفیفی از شرم در صورتش نمایان شد.
  • Die Schamröte verriet ihre Verlegenheit.سرخی ناشی از شرم، دستپاچگی او را آشکار کرد.
  • Sie versuchte, die Schamröte zu verbergen, aber es gelang ihr nicht.او سعی کرد سرخی ناشی از شرم را پنهان کند، اما موفق نشد.