die Schandtat

Aussprache: /ˈʃantˌtaːt/
Worttrennung: Schand·tat
اسم

عمل شرم‌آور، جنایت کوچک، عمل زشت

Bedeutungen

1

یک عمل ناپسند، شرم‌آور یا زشت که باعث بدنامی یا رسوایی فرد یا گروهی می‌شود.

  • Die Schandtat des Politikers führte zu seinem Rücktritt.عمل شرم‌آور آن سیاستمدار منجر به استعفای او شد.
  • Es war eine Schandtat, das Denkmal zu beschädigen.آسیب رساندن به بنای یادبود یک عمل زشت بود.
  • Die gesamte Gemeinschaft war entsetzt über diese Schandtat.کل جامعه از این عمل شرم‌آور وحشت‌زده بود.