das Scharmützel
درگیری کوچک، نزاع جزئی، کشمکش مرزی
Bedeutungen
1
یک درگیری کوچک و مختصر بین دو گروه، معمولاً در مقیاس نظامی یا سیاسی؛ یک نزاع جزئی یا کشمکش مرزی.
- Es gab ein kleines Scharmützel an der Grenze, das schnell beendet wurde.یک درگیری کوچک در مرز رخ داد که به سرعت پایان یافت.
- Die beiden Parteien lieferten sich ein politisches Scharmützel.دو حزب یک کشمکش سیاسی کوچک داشتند.
- Das Scharmützel dauerte nur wenige Minuten, aber es gab Verletzte.درگیری کوچک فقط چند دقیقه طول کشید، اما تلفاتی داشت.