der Schattenkönig
پادشاه سایه، پادشاه اسمی
Bedeutungen
1
پادشاهی که عنوان پادشاهی را دارد اما قدرت واقعی و اجرایی چندانی در دست ندارد و معمولاً توسط شخص دیگری (مانند یک نایبالسلطنه یا نخستوزیر) اداره میشود.
- Nach dem Putsch wurde er zum Schattenkönig ernannt, während der General die wahre Macht ausübte.پس از کودتا، او به عنوان پادشاه اسمی منصوب شد، در حالی که ژنرال قدرت واقعی را در دست داشت.
- Der junge Prinz war nur ein Schattenkönig, da seine Mutter die Regierungsgeschäfte führte.شاهزاده جوان تنها یک پادشاه اسمی بود، زیرا مادرش امور دولت را اداره میکرد.
- In dieser konstitutionellen Monarchie ist der König oft nur ein Schattenkönig.در این سلطنت مشروطه، پادشاه اغلب فقط یک پادشاه اسمی است.