der Schattenspieler

Aussprache: /ˈʃatn̩ˌʃpiːlɐ/
Worttrennung: Schat·ten·spie·ler
اسم

بازیگر نمایش سایه، عروسک‌گردان سایه

Bedeutungen

1

کسی که نمایش سایه (تئاتر سایه) را اجرا می‌کند؛ معمولاً با استفاده از دست‌ها یا عروسک‌های کاغذی در مقابل نور.

  • Der Schattenspieler formte mit seinen Händen verschiedene Tiere an der Wand.بازیگر نمایش سایه با دستانش اشکال حیوانات مختلفی را روی دیوار ایجاد کرد.
  • Die Kinder waren fasziniert von den Geschichten des Schattenspielers.بچه‌ها مجذوب داستان‌های عروسک‌گردان سایه شده بودند.
  • Ein erfahrener Schattenspieler kann komplexe Szenen darstellen.یک عروسک‌گردان سایه باتجربه می‌تواند صحنه‌های پیچیده‌ای را به تصویر بکشد.