die Schau
نمایش، نمایشگاه، تماشا
Beispiele
- Die Automobilausstellung ist eine große ''Schau'' der Autoindustrie.نمایشگاه خودرو، نمایشی بزرگ از صنعت خودروسازی است.
- Die Aufführung bot eine großartige ''Schau'' des neuen Musicals.این اجرا نمایشی باشکوه از موزیکال جدید ارائه داد.
- Im Meditieren sucht mancher seine ''Schau'' auf das Wesen der Dinge.برخی افراد در مراقبه به دنبال نگاه خود به ماهیت چیزها هستند.
- Sie hatte eine ganz eigene ''Schau'' auf die Krankheit.او نگاه کاملاً مختص به خود را نسبت به آن بیماری داشت.