die Schaulust
تماشاگرانگی، کنجکاوی برای تماشا (اغلب با بار منفی)
Beispiele
- Es war reine ''Schaulust,'' die ihn davon abhielt, den Blick abzuwenden und weiterzugehen.این صرفاً 'تماشاگرانگی' بود که او را از برگرداندن نگاه و ادامه دادن راه بازداشت.
تماشاگرانگی، کنجکاوی برای تماشا (اغلب با بار منفی)