der Schauplatz

Aussprache: /ˈʃaʊ̯ˌplat͡s/
Worttrennung: Schau·platz
اسم

صحنه، محل وقوع، صحنه جرم

Bedeutungen

1

مکانی که رویداد مهمی، به ویژه یک جرم یا حادثه، در آن رخ داده است.

  • Die Polizei sperrte den Schauplatz des Verbrechens weiträumig ab.پلیس صحنه جرم را به طور گسترده مسدود کرد.
  • Am Schauplatz fanden die Ermittler wichtige Spuren.در محل وقوع، بازرسان سرنخ‌های مهمی پیدا کردند.
  • Der Schauplatz des Unfalls war eine viel befahrene Kreuzung.محل وقوع تصادف یک تقاطع پرتردد بود.
2

محل یا صحنه‌ای که یک رویداد، نمایش یا اتفاق در آن رخ می‌دهد یا اتفاق می‌افتد.

  • Der Marktplatz war der Schauplatz des mittelalterlichen Festes.میدان بازار صحنه جشن قرون وسطایی بود.
  • Die Bühne ist der Schauplatz für das Theaterstück.صحنه تئاتر، محل اجرای نمایش است.
  • Der Schauplatz der Handlung ist eine kleine Stadt in Italien.محل وقوع داستان، شهری کوچک در ایتالیا است.