die Schauspielerei
بازیگری، هنرپیشگی؛ تظاهر، نقش بازی کردن
Bedeutungen
1
هنر ایفای نقش در تئاتر، سینما یا تلویزیون؛ حرفه بازیگری.
- Ihre Schauspielerei in dem neuen Film wurde von allen gelobt.بازیگری او در فیلم جدید مورد ستایش همه قرار گرفت.
- Er träumt davon, eine Karriere in der Schauspielerei zu machen.او آرزوی داشتن شغلی در حرفه بازیگری را دارد.
- Die Schauspielerei erfordert viel Talent und Übung.بازیگری نیازمند استعداد و تمرین زیادی است.
2
تظاهر، وانمود کردن، نقش بازی کردن در زندگی واقعی برای فریب دادن یا پنهان کردن احساسات واقعی.
- Seine Entschuldigung wirkte wie reine Schauspielerei.عذرخواهی او مانند تظاهر محض به نظر میرسید.
- Hör auf mit deiner Schauspielerei, ich weiß, dass du lügst.اینقدر نقش بازی نکن، میدانم که دروغ میگویی.
- Ihre Freundlichkeit war nur Schauspielerei, um einen Vorteil zu erlangen.مهربانی او فقط برای به دست آوردن منفعت، نقش بازی کردن بود.