der Schausteller

Aussprache: /ˈʃaʊ̯ˌʃtɛlɐ/
Wortzerlegung: Schau·stel·ler
اسم

مجری نمایش، صاحب غرفه/بازی در شهربازی/بازارچه، هنرمند دوره‌گرد

Beispiele

  • Ich ging nach Innsbruck, wo ich mich als Magd verdingte und dann in eine Wirtschaft als Kellnerin. Da übernachteten einmal umherziehende ''Schausteller,'' – Leute, die eine kleine Menagerie mit sich führten und auf Jahrmärkten ihre Kunststücke zeigten.من به اینسبروک رفتم، جایی که به عنوان خدمتکار مشغول به کار شدم و سپس در یک رستوران به عنوان پیشخدمت. یک بار، مجریان دوره‌گردی آنجا اقامت کردند – افرادی که یک باغ‌وحش کوچک همراه خود داشتند و در نمایشگاه‌ها هنرهای خود را نشان می‌دادند.