der Scheißbär

Aussprache: /ˈʃaɪ̯sˌbeːɐ̯/
Worttrennung: Scheiß·bär
اسم

خرس لعنتی، خرس بی‌مصرف (بسیار عامیانه و توهین‌آمیز)

Bedeutungen

1

یک اصطلاح بسیار عامیانه و توهین‌آمیز برای توصیف فردی که بسیار آزاردهنده، بی‌کفایت یا غیرقابل تحمل است. همچنین می‌تواند برای توصیف چیزی که بسیار ناخوشایند است به کار رود.

  • Dieser Kerl ist echt ein Scheißbär, er macht nur Ärger.این یارو واقعاً یک خرس لعنتی است، او فقط دردسر درست می‌کند.
  • Lass mich in Ruhe, du Scheißbär!دست از سرم بردار، تو خرس لعنتی!
  • Was für ein Scheißbär von einem Computer, er funktioniert nie richtig.چه کامپیوتر مزخرفی، هیچوقت درست کار نمی‌کند.