die Scheißgegend
منطقه یا محله خیلی بد، خرابشده
Bedeutungen
1
اصطلاحی عامیانه و توهینآمیز برای توصیف یک منطقه یا محله بسیار ناخوشایند، فقیر، کثیف یا خطرناک.
- Niemand möchte freiwillig in dieser Scheißgegend wohnen.هیچکس دوست ندارد داوطلبانه در این منطقه خرابشده زندگی کند.
- Er hat sein Auto in einer echten Scheißgegend geparkt.او ماشینش را در یک منطقه واقعاً خرابشده پارک کرده بود.
- Die Leute versuchen, aus dieser Scheißgegend wegzuziehen.مردم سعی میکنند از این منطقه بد نقل مکان کنند.