der Scheißhaufen
گوه دونی، توده فضولات، آدم آشغال (توهینآمیز)
Bedeutungen
1
یک توده بزرگ از فضولات یا مواد زائد؛ به صورت تحقیرآمیز برای توصیف یک فرد بیارزش یا موقعیت بسیار بد استفاده میشود.
- Der Hund hat einen riesigen Scheißhaufen im Garten hinterlassen.سگ یک توده فضولات عظیم در باغ به جا گذاشت.
- Nach dem Sturm sah der ganze Platz wie ein einziger Scheißhaufen aus.بعد از طوفان، کل میدان شبیه یک توده آشغال به نظر میرسید.
- Er ist ein totaler Scheißhaufen, lass dich nicht von ihm täuschen.او یک آدم کاملاً بیارزش است، فریب او را نخور.