das Scheißkaff

Aussprache: /ˈʃaɪ̯skaf/
Worttrennung: Scheiß·kaff
اسم

دهکده/شهرک درب و داغون، دهکده/شهرک آشغال

Bedeutungen

1

یک مکان (معمولاً شهر یا روستا) کوچک، ناخوشایند، کسل‌کننده و بی‌اهمیت؛ استفاده تحقیرآمیز و عامیانه.

  • Ich will hier weg, dieses Scheißkaff macht mich verrückt.می‌خواهم از اینجا بروم، این دهکده درب و داغون مرا دیوانه می‌کند.
  • Er wuchs in einem kleinen Scheißkaff auf dem Land auf.او در یک شهرک کوچک و بی‌اهمیت در حومه شهر بزرگ شد.
  • Niemand will in diesem Scheißkaff Urlaub machen.هیچ‌کس نمی‌خواهد در این دهکده آشغال تعطیلات بگذراند.