der Scheißlügner
دروغگوی لعنتی، دروغگوی عوضی
Bedeutungen
1
شخصی که به طور مداوم دروغ میگوید و به شدت مورد تنفر یا خشم گوینده قرار دارد (استفاده عامیانه و توهینآمیز).
- Du bist ein verdammter Scheißlügner, ich glaube dir kein Wort mehr!تو یک دروغگوی لعنتی هستی، دیگر حرف تو را باور نمیکنم!
- Dieser Scheißlügner hat uns alle betrogen.این دروغگوی عوضی همه ما را فریب داد.
- Ich will nichts mehr mit diesem Scheißlügner zu tun haben.من دیگر نمیخواهم با این دروغگوی لعنتی سر و کار داشته باشم.