das Scheißland

Aussprache: /ˈʃaɪ̯sˌlant/
Worttrennung: Scheiß·land
اسم

این خراب‌شده، این گنده‌لند

Bedeutungen

1

اصطلاح تحقیرآمیز و عامیانه برای اشاره به کشوری یا مکانی که فرد از آن ناراضی است یا آن را ناخوشایند می‌داند.

  • Er beschwerte sich, dass er in diesem Scheißland keine Arbeit finden könne.او شکایت می‌کرد که در این خراب‌شده نمی‌تواند کاری پیدا کند.
  • Nachdem er alles verloren hatte, wollte er nur noch weg aus diesem Scheißland.پس از اینکه همه چیز را از دست داد، فقط می‌خواست از این گنده‌لند برود.
  • Die politische Situation machte das Leben in diesem Scheißland unerträglich.وضعیت سیاسی زندگی در این خراب‌شده را غیرقابل تحمل کرده بود.