die Scheißstadt
شهر لعنتی / شهر آشغال
Bedeutungen
1
اصطلاحی تحقیرآمیز و عامیانه برای اشاره به شهری که از نظر گوینده بسیار ناخوشایند، نامطلوب یا بد است.
- Ich will hier weg, diese Scheißstadt macht mich verrückt.میخواهم از اینجا بروم، این شهر لعنتی مرا دیوانه میکند.
- Er beschwerte sich, dass er in einer Scheißstadt leben müsse.او شکایت کرد که مجبور است در یک شهر آشغال زندگی کند.
- Nachdem er seinen Job verloren hatte, fühlte er sich in der Scheißstadt gefangen.پس از اینکه شغلش را از دست داد، احساس میکرد در این شهر لعنتی گیر افتاده است.