das Scheißviech
جانور لعنتی، حیوان رقتانگیز
Bedeutungen
1
یک اصطلاح بسیار توهینآمیز و عامیانه برای توصیف یک حیوان یا شخص که بسیار ناپسند، نفرتانگیز یا بیارزش تلقی میشود.
- Er schimpfte das Scheißviech, das ihm die Schuhe schmutzig gemacht hatte.او آن جانور لعنتی را که کفشهایش را کثیف کرده بود، سرزنش کرد.
- Niemand möchte als solches Scheißviech bezeichnet werden.هیچکس نمیخواهد به عنوان چنین جانور رقتانگیزی خطاب شود.
- Das Wort 'Scheißviech' wird oft in Momenten großer Wut benutzt.کلمه 'Scheißviech' اغلب در لحظات خشم شدید استفاده میشود.