der Scheißzahn

Aussprache: /ˈʃaɪ̯sˌt͡saːn/
Worttrennung: Scheiß·zahn
اسم

دندان خراب یا بی‌مصرف

Bedeutungen

1

اصطلاح عامیانه و توهین‌آمیز برای دندانی که پوسیده، خراب، یا به هر دلیلی بی‌مصرف و ناخوشایند است.

  • Dieser Scheißzahn muss endlich gezogen werden.این دندان لعنتی باید بالاخره کشیده شود.
  • Er hat sich den Scheißzahn beim Kauen auf etwas Hartes abgebrochen.او این دندان خراب را هنگام جویدن چیزی سفت شکست.
  • Der Zahnarzt nannte den kariösen Zahn einen 'Scheißzahn'.دندانپزشک دندان پوسیده را «دندان لعنتی» نامید.