اسم
دوراهی، نقطه تصمیمگیری سرنوشتساز
جملات نمونه برای Scheideweg:
Sie ging die Dorfstraße immer weiter, bis die Häuser aufhörten und sie zum ''Scheideweg'' kam.
او خیابان روستا را آنقدر ادامه داد تا خانهها تمام شدند و به دوراهی رسید.
Die Partei steht am ''Scheideweg:'' Soll eine neue Ausrichtung beschlossen werden?
حزب بر سر دوراهی قرار دارد: آیا باید جهتگیری جدیدی تصویب شود؟
„Als dann auch noch die Sozialdemokratie im Jahre 1912 einen überwältigenden Wahlsieg errang, der ihr gleichwohl keine parlamentarische Mehrheit verschaffte, stand das System am ''Scheideweg.''“
«وقتی در سال ۱۹۱۲ سوسیال دمکراسی نیز به پیروزی خیرهکنندهای در انتخابات دست یافت که با این حال اکثریت پارلمانی را برایش به ارمغان نیاورد، سیستم در دوراهی قرار گرفت.»