اسم
پرتو، نور کمفروغ؛ گواهی، اسکناس
جملات نمونه برای Schein:
Der ''Schein'' ihrer Taschenlampen konnte die Dunkelheit kaum durchdringen.
نور چراغقوههایشان به سختی میتوانست تاریکی را بشکافد.
Im ''Schein'' der Straßenlaterne sah man die Schneeflocken niederrieseln.
در پرتو چراغ خیابان دیده میشد که دانههای برف به آرامی میبارند.
„Simen Tjing öffnete die Päckchen und prüfte sie beim ''Scheine'' der Lampe.“
«سیمن تینگ بستهها را باز کرد و آنها را زیر نور چراغ بررسی کرد.»