اسم
مزدور، گماشته، آدمکش، دستنشانده ظالم
جملات نمونه برای Scherge:
„Und oft standen sie Hitlers ''Schergen'' an Grausamkeit in Nichts nach.“
«و آنها اغلب در قساوت دست کمی از مزدوران هیتلر نداشتند.»
„Währenddessen setzt meine Monatsblutung ein, doch ich traue mich nicht, bei einem der ''Schergen'' um Binden zu bitten.“
«در این میان قاعدگیام شروع میشود، اما جرات نمیکنم از یکی از مزدوران درخواست نوار بهداشتی کنم.»