schicken
فرستادن، شایسته بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ + Dativ / an + Akkusativ
چیزی یا کسی را به جایی فرستادن یا ارسال کردن
- Ich schicke dir eine E-Mail.من برایت یک ایمیل میفرستم.
- Sie schickt ihren Sohn zur Schule.او پسرش را به مدرسه میفرستد.
2
sich + zu + Dativ / für + Akkusativ
مناسب بودن، برازنده بودن (معمولاً در مورد لباس یا رفتار)
- Dieses Kleid schickt sich gut für den Anlass.این لباس برای این مناسبت خوب است.
- Es schickt sich nicht, so laut zu lachen.این درست نیست که اینقدر بلند بخندی.