der Schicksalsgefährte

Aussprache: /ˈʃɪkzaːlsɡəˌfɛːɐ̯tə/
Worttrennung: Schick·sals·ge·fähr·te
اسم

همسر سرنوشت، یار سرنوشت، هم‌سرنوشت

Bedeutungen

1

شخصی که سرنوشت او به طور جدایی‌ناپذیری با سرنوشت فرد دیگری گره خورده است، اغلب در روابط عاشقانه یا ازدواج. این اصطلاح به معنای یافتن نیمه گمشده یا فردی است که برای او مقدر شده است.

  • Sie glaubt fest daran, ihren wahren Schicksalsgefährten eines Tages zu treffen.او قویاً معتقد است که سرانجام یار سرنوشت واقعی خود را ملاقات خواهد کرد.
  • Nach vielen Enttäuschungen fand er endlich seine Schicksalsgefährtin und heiratete sie.او پس از ناامیدی‌های فراوان، سرانجام همسر سرنوشت خود را یافت و با او ازدواج کرد.
  • Manche sehen ihre Ehe als eine Verbindung zweier Schicksalsgefährten, die füreinander bestimmt sind.برخی ازدواج خود را پیوند دو هم‌سرنوشت می‌دانند که برای یکدیگر مقدر شده‌اند.