die Schieflage

Aussprache: /ˈʃiːfˌlaːɡə/
Worttrennung: Schief·la·ge
اسم

وضعیت نامتعادل، موقعیت نامطلوب، عدم تعادل

Bedeutungen

1

یک وضعیت ناپایدار، نامتعادل یا نامطلوب، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت استعاری (مانند وضعیت مالی یا سیاسی).

  • Das Unternehmen befindet sich in einer finanziellen Schieflage.شرکت در وضعیت مالی نامطلوبی قرار دارد.
  • Die Schieflage des Regals drohte, alles herunterfallen zu lassen.کجی قفسه باعث شد که همه چیز در شرف افتادن باشد.
  • Die politische Schieflage im Land führte zu Unruhen.عدم تعادل سیاسی در کشور منجر به ناآرامی شد.