اسم
(شمال آلمان، عامیانه) گند، کثافت، مزخرف، لعنتی
جملات نمونه برای Schiet:
Räum endlich deinen ''Schiet'' im Flur weg.
بالاخره گند و کثافتت را از راهرو جمع کن.
Dieser ganze ''Schiet'' nach der Einführung des neuen Computerprogramms im Büro macht mich krank.
این همه مزخرفکاری بعد از معرفی برنامه کامپیوتری جدید در اداره، مرا مریض میکند.
Du hast nur ''Schiet'' im Kopf.
تو فقط گند در سرت داری (فقط به کارهای احمقانه فکر میکنی).