der Schiffskamerad

Aussprache: /ˈʃɪfskameˌʁaːt/
Worttrennung: Schiffs·ka·me·rad
اسم

هم‌کشتی، هم‌خدمت

Bedeutungen

1

کسی که با او در یک کشتی سفر می‌کند یا خدمت می‌کند؛ هم‌سفر دریایی یا هم‌خدمت در کشتی.

  • Er traf seinen alten Schiffskameraden nach vielen Jahren wieder.او پس از سال‌ها، هم‌کشتی قدیمی خود را دوباره ملاقات کرد.
  • Die Schiffskameraden feierten gemeinsam die Ankunft im Hafen.هم‌کشتی‌ها با هم ورود به بندر را جشن گرفتند.
  • Er erinnerte sich gerne an die Zeit mit seinen Schiffskameraden auf See.او با خوشحالی دوران همراهی با هم‌کشتی‌هایش را در دریا به یاد می‌آورد.