der Schiffskamerad
همکشتی، همخدمت
Bedeutungen
1
کسی که با او در یک کشتی سفر میکند یا خدمت میکند؛ همسفر دریایی یا همخدمت در کشتی.
- Er traf seinen alten Schiffskameraden nach vielen Jahren wieder.او پس از سالها، همکشتی قدیمی خود را دوباره ملاقات کرد.
- Die Schiffskameraden feierten gemeinsam die Ankunft im Hafen.همکشتیها با هم ورود به بندر را جشن گرفتند.
- Er erinnerte sich gerne an die Zeit mit seinen Schiffskameraden auf See.او با خوشحالی دوران همراهی با همکشتیهایش را در دریا به یاد میآورد.