das Schiffslazarett
بیمارستان کشتی، بیمارستان صحرایی روی کشتی
Beispiele
- Da erinnerte sie sich plötzlich an ihre Mutter, die krank im ''Schiffslazarett'' lag; sie sollte diese Nacht bei ihr schlafen und sie pflegen.آنگاه ناگهان مادرش را به یاد آورد که بیمار در بیمارستان کشتی دراز کشیده بود؛ قرار بود آن شب را پیش او بخوابد و از او مراقبت کند.