das Schilfdach

Aussprache: /ˈʃɪlftax/
Worttrennung: Schilf·dach
اسم

سقف کاهگلی

Bedeutungen

1

نوعی سقف که با استفاده از ساقه‌های خشک شده گیاه نی یا سایر مواد گیاهی مشابه پوشانده شده است؛ معمولاً در مناطق روستایی یا خانه‌های تفریحی دیده می‌شود.

  • Das kleine Ferienhaus hatte ein gemütliches Schilfdach.آن خانه تفریحی کوچک سقفی از جنس نی داشت.
  • Ein Schilfdach bietet gute Isolation gegen Hitze und Kälte.سقف کاهگلی عایق خوبی در برابر گرما و سرما است.
  • Die Restaurierung des alten Bauernhauses umfasste auch die Erneuerung des Schilfdachs.بازسازی خانه قدیمی کشاورزی شامل تعویض سقف کاهگلی نیز می‌شد.