das Schilfgras
علف نیزار، نی
Bedeutungen
1
نوعی گیاه بلند و علفی که در مناطق مرطوب، کنار آبها و در نیزارها میروید.
- Das Boot schob sich langsam durch das dichte Schilfgras.قایق به آرامی از میان علفهای انبوه نیزار پیش رفت.
- Vögel nisten oft im hohen Schilfgras am Seeufer.پرندگان اغلب در علفهای بلند نیزار در کنار ساحل دریاچه لانه میسازند.
- Das Schilfgras raschelte leise im Wind.علفهای نیزار در باد به آرامی خشخش میکردند.