das Schilfgras

Aussprache: /ˈʃɪlfɡʁas/
Worttrennung: Schilf·gras
اسم

علف نیزار، نی

Bedeutungen

1

نوعی گیاه بلند و علفی که در مناطق مرطوب، کنار آب‌ها و در نیزارها می‌روید.

  • Das Boot schob sich langsam durch das dichte Schilfgras.قایق به آرامی از میان علف‌های انبوه نیزار پیش رفت.
  • Vögel nisten oft im hohen Schilfgras am Seeufer.پرندگان اغلب در علف‌های بلند نیزار در کنار ساحل دریاچه لانه می‌سازند.
  • Das Schilfgras raschelte leise im Wind.علف‌های نیزار در باد به آرامی خش‌خش می‌کردند.