die Schimäre
سراب، توهم، خیال واهی، پندار پوچ
Bedeutungen
1
چیزی که فقط در ذهن وجود دارد و در واقعیت وجود ندارد؛ یک تصور یا امید غیرواقعی.
- Die Hoffnung auf schnellen Reichtum erwies sich als reine Schimäre.امید به ثروت سریع، صرفاً یک خیال واهی از آب درآمد.
- Er lebte in der Schimäre, eines Tages berühmt zu werden.او در توهمِ مشهور شدن در یک روز زندگی میکرد.
- Diese politische Idee ist nichts als eine Schimäre, die nie verwirklicht werden kann.این ایده سیاسی چیزی جز یک پندار پوچ نیست که هرگز نمیتواند محقق شود.