der Schimmelbefall

Aussprache: /ˈʃɪml̩bəˌfal/
Worttrennung: Schim·mel·be·fall
اسم

آلودگی به کپک، حمله کپک

Bedeutungen

1

وضعیت یا پدیده‌ای که در آن کپک یا قارچ‌های مضر بر روی سطوح، مواد یا در محیطی رشد کرده و گسترش می‌یابند.

  • Der starke Schimmelbefall in der Wohnung machte einen Umzug notwendig.آلودگی شدید به کپک در آپارتمان، اسباب‌کشی را ضروری کرد.
  • Regelmäßiges Lüften beugt Schimmelbefall vor.تهویه منظم هوا از آلودگی به کپک جلوگیری می‌کند.
  • Die Versicherung deckt Schäden durch Schimmelbefall nicht ab.بیمه خسارات ناشی از حمله کپک را پوشش نمی‌دهد.