die Schismatikerin

Aussprache: /ʃɪsˈmaːtɪkərɪn/
Worttrennung: Schis·ma·ti·ke·rin
اسم

زن پیرو انشعاب مذهبی، زن مرتد

Bedeutungen

1

زنی که در یک انشعاب یا جدایی مذهبی نقش دارد یا از آن پیروی می‌کند؛ کسی که باعث ایجاد شکاف در یک کلیسا یا دین می‌شود.

  • Die Historikerin untersuchte die Rolle der Schismatikerin in der Kirchenspaltung.این مورخ زن، نقش زن پیرو انشعاب مذهبی را در شکاف کلیسا بررسی کرد.
  • Sie wurde als Schismatikerin von der Hauptgemeinde ausgeschlossen.او به عنوان یک زن پیرو انشعاب مذهبی از جامعه اصلی طرد شد.
  • Die Schismatikerin verteidigte ihre theologischen Ansichten leidenschaftlich.این زن پیرو انشعاب مذهبی از دیدگاه‌های الهیاتی خود با شور و حرارت دفاع کرد.