die Schismatikerin
زن پیرو انشعاب مذهبی، زن مرتد
Bedeutungen
1
زنی که در یک انشعاب یا جدایی مذهبی نقش دارد یا از آن پیروی میکند؛ کسی که باعث ایجاد شکاف در یک کلیسا یا دین میشود.
- Die Historikerin untersuchte die Rolle der Schismatikerin in der Kirchenspaltung.این مورخ زن، نقش زن پیرو انشعاب مذهبی را در شکاف کلیسا بررسی کرد.
- Sie wurde als Schismatikerin von der Hauptgemeinde ausgeschlossen.او به عنوان یک زن پیرو انشعاب مذهبی از جامعه اصلی طرد شد.
- Die Schismatikerin verteidigte ihre theologischen Ansichten leidenschaftlich.این زن پیرو انشعاب مذهبی از دیدگاههای الهیاتی خود با شور و حرارت دفاع کرد.