der Schläfer

Aussprache: /ˈʃlɛːfɐ/
Worttrennung: Schlä·fer
اسم

خفته، مامور خفته (جاسوس نفوذی غیرفعال)

Bedeutungen

1

شخصی که در حالت خواب عمیق است.

  • Der Schläfer im Zug wurde vom Schaffner geweckt.خفته در قطار توسط مأمور بلیط‌فروشی بیدار شد.
  • Der kleine Schläfer schnarchte leise im Bett.خفته کوچک به آرامی در تخت خرناس می‌کشید.
  • Wir ließen den Schläfer in Ruhe schlafen.ما گذاشتیم خفته به راحتی بخوابد.
2

در اصطلاح امنیتی و جاسوسی، فردی که در یک کشور یا سازمان نفوذ کرده اما در حال حاضر فعال نیست و منتظر دستور یا فعال‌سازی است.

  • Die Agentur entdeckte mehrere Schläfer, die jahrelang unentdeckt geblieben waren.سازمان جاسوسی چندین مأمور خفته را کشف کرد که سال‌ها ناشناس مانده بودند.
  • Ein Schläfer muss über Jahre hinweg ein normales Leben führen, um keinen Verdacht zu erregen.یک مأمور نفوذی باید سال‌ها زندگی عادی داشته باشد تا شک برانگیخته نشود.
  • Die Polizei warnt vor der Gefahr durch Schläfer in kritischen Infrastrukturen.پلیس در مورد خطر مأموران خفته در زیرساخت‌های حیاتی هشدار می‌دهد.